در اولین سفربه قصد مرور خاطره ها همه وجودم را ندای عاشقانه و دلسوخته ی یاران سفر کرده ی مان که فریاد میزدند ای شلمچه،چزابه، موسیان،نیسان،هویزه،.بستان،جزیره و ...
کو برادرهای ما؟
قدرت تفکر و توان یاداوری ان همه درسها و واحد های پاس نموده در دانشگاه جبهه را از من گرفت و تنها کور سوی امیدم را واژه ی بعد از شهدا ما چه کردیم،بر جسم رنجور و نحیفم قدرت داد و باز هم یا حسین گقتمو مسیر عشق و عاشقی هموار شد..که انشاء الله در فاصله ی زمانی مختلف تشنه گان راه شهیدان را سیراب و خود نیز مجددا راه بازگشت بخود و طریق شهیدان را شروع خواهم کرد و دراین راه استدعا دارم همه ی عزیزان دعا کنند تا شهیدان سرافراز لشکر 31 عاشورا و خیل عظیم رزمنده گان و پیروان شهیدان دیار مسیر هجرت راس الشهدا و اسرای کربلا(لبنان)یاری ام فرمایند.